بسم
الله الرحمن الرحيم
مقدمه:
خدا
رابه خاطر نعمات بيشمارش شاكرهستيم خدا را به خاطر اينكه ما را در
زمانه مهدي (عج) قرار داد ودغدغه ما را دغدغه رسولان گراميش قرار داد
شاكر هستيم .
در
اين مقاله به انواع مواجه آدم (ع)با اهل بيت (ع)و درسهايي كه از اين
ماجرا مي توان گرفت مي پردازيم .همچنين كليت رفتار در قبال حضرت آدم(ع)
با اهل بيت (ع)را بررسي مي كنيم.
موضوع:
انواع مواجهه آدم (ع)با اهل بيت (ع)
1.جسم
ذره اي 2.جنبه نوري 3.وجه اسمائي 4.جنبه برزخي
5.جنبه كلماتي
1.بعد از اينكه آدم(ع) نفخ روح مي شود آدم (ع)مي بيند كه از بدنش يك
ذراتي مثل غبار دارد بيرون مي آيد .نگاه مي كند مي گويد اينها چيست؟
خداوند مي گويد: اينها ذريه تو هستند .آدم (ع) مي بيند كه بعضي از اين
حبابها خيلي نوراني هستند مي گويد خدايا اينها چه كساني هستند؟خداوند
مي گويد اينها اهل بيت (ع) هستند كه از ذريه تو مي باشند.در اينجا حضرت
آدم (ع) با جسم ذره اي اهل بيت (ع) مواجه مي شود.1 در اينجا خداوند به
آدم(ع)مي فرمايد تو بايد نسبت به اين افراد عزم داشته باشي و اينهارا
نصرت كني خداوند از آدم(ع) عهد مي گيرد .سوءالي كه در اينجا مطرح مي
شود اين است كه عهد نسبت به چه چيزي؟ ايمان به اهل بيت(ع) ونصرت اهل
بيت(ع).
2.زماني كه حضرت آدم (ع)علم اسماء را براي ملائك توضيح مي رهد انوار
دور عرش براي ملائك آشكار مي شود ودر همين جا است كه آدم (ع) باجسم
نوري اهل بيت(ع) مواجه مي شود آدم (ع)در زماني كه شاهد بر عالم ذر است
با جسم ذره اي اهل بيت (ع)مواجه مي شود و قول داده بر ايمان و نصرت اهل
بيت(ع) حالا در صحنه عالم شهود قرار گرفته است و دارد مي بيند كه پنج
تن به صورت انواري به دور عرش خداوندي در طوافند .2 آدم(ع)فقط نگاه مي
كند .بايد چكار مي كرد؟ بايد با تمام وجود سعي مي كرد نصرتشان كند مثلا
جلو مي رفت وعرض مي كرد جناب عالين سلام عليكم من در وجودم است كه به
شما ايمان بياورم و شما را نصرت كنم من بايد چه كار كنم؟
3.زماني كه آدم(ع) در بهشت است با نوري از سمت بالا آشنا مي شود كه اين
نور: نوراسماء است و در اينجا به صورت علم اسماء با كلمه آشنا مي شود .
يعني با وجه اسمائي اهل بيت (ع) مواجه مي شود .
4.زماني آدم(ع) وارد بهشت مي شود .ايشان بانويي رامي بيند كه بر سرش
تاجي از نور بود و در گوشهايش دو گوشواره از نور .و بهشت ها از
نورصورت او روشن شدند .پس آدم(ع)
گفت
ايشان كيست ؟ جبرئيل براي آدم (ع) توضيح مي دهد كه اين فرد فاطمه دختر
محمد(ص)
نبي
خدا واز فرزندان توست .آدم (ع)پرسيد تاج چيست ؟ جبرئيل گفت همسرش علي
ابن ابيطالب(ع)
است .
آدم(ع)
پرسيد
گوشوارهايش چيست؟ جبرئيل گفت :فرزندان ايشان حسنين (ع)هستند. در اينجا
حضرت آدم(ع)
با
جنبه برزخي اهل بيت(ع) آشنا مي شود .چون قوانين بهشت آدم(ع) قوانين
برزخي بود.3
حضرت
آدم(ع) براي چندمين بار با اهل بيت(ع)مواجه ميشود ايشان با وجود مبارك
ومقدس حضرت زهرا(س) مواجه شد فقط سوءال كرد ايشان كيست جبرئيل (ع)
معرفي مي كند .ايشان بايد جلو مي رفت و مي گفت يا حضرت زهرا سلام عليكم
من دو سه دفعه گذشته يادم رفته عرض ايمان كنم واقرار به ايمان كنم و
وظيفه نصرتم را انجام دهم .حالا آمده ام آن چيز كه در درونم شعله مي
كشد ايمان به شما بزرگواران و نصرت شما بزرگواران است من مي خواهم شما
را نصرتتان كنم آدم(ع) بايد اين كار را مي كرد ولي اين كار را نكرد و
خداوند اين رفتار آدم (ع)و اين فعل آدم(ع) را با لفظ عصيان آدم(ع) ياد
مي كند .درسي كه در اينجا گرفته مي شود عزم است عزم نسبت به چه؟ نسبت
به تحت ولايت اهل بيت(ع) رفتن.
5. هفت ساعت ازبهشت آدم (ع)مي گذشت . ناگهان آدم(ع) احساس مي كند كه
دارد از سمت مغرب از سمت آينده نور افشاني مي شود نگاه مي كند كلمات
را مي بيند كه به صورت پنج نور به دور عرش در طوافند . در اينجا آدم
(ع) با جنبه كلماتي اهل بيت (ع) آشنا مي شود . 4
1
وَ
إِذْ أَخَذَ رَبُّک مِن بَني ءَادَمَ مِن ظهُورِهِمْ ذُرِّيَّتهُمْ وَ
أَشهَدَهُمْ عَلي أَنفُسِهِمْ أَ لَست بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلي
شهِدْنَا أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَمَةِ إِنَّا کنَّا عَنْ هَذَا
غَفِلِينَ و(به خاطر بياور) زماني را که پروردگارت از پشت و صلب
فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خويشتن
ساخت؛(و فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، گواهي
ميدهيم!(چنين کرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: ما از اين، غافل
بوديم؛(و از پيمان بيخبر مانديم)/ اعراف 172 ص 173 ب: قال ص أخذ
الله الميثاق من ظهر آدم بنعمان يعني عرفة فأخرج من صلبه کل ذرية ذرأها
فنشرهم بين يديه کالذر ثم کلمهم و تلا أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا
بَلي حضرت رسول الله (ص) فرمودند: خداوند پيمان گرفت نسبت به پادشاهان
و سروران (اهل بيت ع) از نسل آدم يعني به معرفت آنان. سپس همه فرزندان
آدم را که آفريده بود از پشتش بيرون آورد و در جلويش آنها را مانند ذره
پراکنده کرد. سپس با آنان سخن گفت و فرمود:الَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا
بَلي (آيا من خداي شما نيستم؟ گفتند: بلکه، هستي.) / عوالياللالي ج1
ص182 فصل8 ج: عن زرارة قال سألت أبا جعفر ع عن قول الله " وَ إِذْ
أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِي آدَمَ" إلي " أَنْفُسِهِمْ" قال أخرج الله
من ظهر آدم ذريته إلي يوم القيمة فخرجوا [و هم] کالذر ، فعرفهم نفسه و
أراهم نفسه ، و لو لا ذلک ما عرف أحد ربه از امام باقر(ع) در مورد آيه
"وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِي آدَمَ إلي أَنْفُسِهِمْ" سئوال
شد، فرمودند: خداوند فرزندان آدم را تا قيامت در حالي که به صورت ذره
بودند از پشتش بيرون آورد خداوند خود را به آنان شناساند و نشان داد و
اگر اين چنين نبود احدي پروردگارش را نميشناخت. / تفسيرعياشي ج2 ص40
/ بحارالانوار ج5 ص258 باب10 د: عن محمد بن القاسم معنعناً و عن عبد
الرحمن بن کثير عن أبي عبد الله ع في قول الله تعالي وَ إِذْ أَخَذَ
رَبُّکَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ إلي آخر
الاية قال أخرج الله من ظهر آدم ذريته إلي يوم القيامة فخرجوا کالذر
فعرفهم نفسه و لو لا ذلک لم يعرف أحد ربه ثم قال أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ
قالُوا بَلي و إن هذا محمد رسولي و علي أمير المؤمنين خليفتي و أميني
امام صادق (ع) درباره آيه وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِي آدَمَ
مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ .... فرمودند: خداوند فرزند آدم را تا
قيامت از پشتش بيرون آورد، پس مانند ذره بيرون آمدند. خداوند خود را به
آنان شناساند و اگر چنين نبود، احدي پروردگارش را نميشناخت. و بعد
فرمود: "آيا من پروردگار شما نيستم؟" گفتند: "بلکه چنين است" و اين که
محمد رسول من و علي اميرالمؤمنين خليفه و جانشين و امين من است. /
بصائرالدرجات ج71 باب7 / بحارالانوار ج5 ص250 باب10 / تفسيرفرات کوفي
ج148/ بحارالانوار ج26 ص294 باب6 37
2
وَ
عَلَّمَ آدَمَ اْلأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَي
الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ
صادِقينَ (31)بقره
سپس
(خداوند) علم اسماء را همگي به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه
داشت و فرمود: «اگر راست ميگوييد، اسامي اينها را به من خبر دهيد!»
ب: عن
جابر عن أبي جعفر ع قال قال إن الله تعالي خلق أربعة عشر نورا من نور
عظمته قبل خلق آدم بأربعة عشر ألف عام فهي أرواحنا فقيل له يا ابن رسول
الله عدهم بأسمائهم فمن هؤلاء الأربعة عشر نورا فقال محمد و علي و
فاطمة و الحسن و الحسين و تسعة من ولد الحسين و تاسعهم قائمهم ثم عدهم
بأسمائهم ثم قال نحن و الله الأوصياء الخلفاء من بعد رسول الله ص و نحن
المثاني التي أعطاها الله نبينا و نحن شجرة النبوة و منبت الرحمة و
معدن الحکمة و مصابيح العلم و موضع الرسالة و ..... نحن الأسماء الحسني
التي لا يقبل الله من العباد عملا إلا بمعرفتنا و نحن و الله الکلمات
التي تلقاها آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتابَ عَلَيْه ب) امام باقر(ع): همانا
خداوند تعالي 14000سال قبل از خلقت آدم 14 نور از نور عظمتش خلق نمود
.پس آن ارواح ما بودند . به ايشان عرضه شد. يابن رسول الله !آنها را با
اسامي شان بر شمر.که اين 14 نور چه کساني هستند؟ ايشان فرمود:محمد وعلي
وفاطمه و حسن و حسين و9 نفر از فرزندان حسين و نهمين ايشان قائمشان
است. پس آنها را به اسمائشان برشمرد.سپس فرمود: والله که مائيم اوصيا,
خلفا, بعد از رسول الله(ص). و مائيم آن مثاني که خداوند به نبي ما عطا
کرد. و مائيم شجره نبوت و منبت(محل رويش و رشد) رحمت و معدن حکمت و
چراغ هاي علم و جايگاه قرار گرفتن رسالت ... مايئم اسماء حسنايي که
خداوند عملي را از بندگان قبول نمي کند مگر به معرفت ما و مائيم و
الله، کلماتي که به آدم از جانب ربش القاء شد پس بر او توبه واقع شد.?
بحارالأنوار ج 25 ص 4 باب 1- بدو أرواحهم و أنوارهم و طينتهم/ التفصيل
کراجکي ص 22 / المحتضر ص 129 / عوالم العلوم ج 7 ص 6 / ناسخ التواريخ ج
1 ص 5 34
الف:عن أيمن بن محرز عن الصادق جعفر بن محمد ع أن الله تبارک و تعالي
علم آدم ع أسماء حجج الله کلها ثم عرضهم و هم أرواح علي الملائکة
فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِينَ بأنکم
أحق بالخلافة في الارض لتسبيحکم و تقديسکم من آدم ع قالُوا سُبْحانَکَ
لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِيمُ
الْحَکِيمُ قال الله تبارک و تعالي يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ
بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وقفوا علي عظيم
منزلتهم عند الله تعالي ذکره فعلموا أنهم أحق بأن يکونوا خلفاء الله في
أرضه و حججه علي بريته ثم غيبهم عن أبصارهم و استعبدهم بولايتهم و
محبتهم امام صادق (ع) فرمودند : همانا خداوند تبارک و تعالي، اسماء همه
حجت هاي خود را به آدم تعليم داد. سپس آنها را به ملائکه عرضه کرد (در
معرض ملائک قرارداد)، در حاليکه ايشان ارواح بودند (آن اسما، در قالب
روح درآمده
بودند). سپس خداوند فرمود : اي ملائک به اسما، ايشان مرا اگاه کنيد اگر
راست ميگوئيد که شما به خاطر تسبيح و تقديستان به خلافت در زمين،
محقتر از آدم هستيد. ملائک عرضه داشتند : منزهي تو، بجز آن چيز که تو
به ما تعليم دادي به چيز ديگري علم نداريم همانا تويي بسيار عالم و
حکيم. خداوند تبارک و تعالي فرمود: اي آدم! به اسماء اين حجج الهي،
ملائک را انبا، ده. پس زماني که آدم به اسما، انان انبا، داد، ملائک به
عظمت و جايگاه آنان نزد خداوند تعالي ذکره واقف شدند. پس ملائک دانستند
که ايشان محق ترند به اينکه خلفا، الله در زمينش باشند و حجت او بر
خلقش باشند. سپس آنها را از چشمان ملائک غائب نمود و به ولايت و محبت
ايشان ، ملائک را به عبوديت کشاند. کمالالدين ج 1 ص13 ب: وَ عَلَّمَ
آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها أسماء أنبياء الله، و أسماء محمد ص و علي و
فاطمة و الحسن و الحسين، و الطيبين من آلهما، و أسماء خيار شيعتهم و
عتاة أعدائهم ثُمَّ عَرَضَهُمْ عرض محمدا و عليا و الائمة عَلَي
الْمَلائِکَةِ أي عرض أشباحهم و هم أنوار في الاظلة. ... قالَ الله عز
و جل يا آدَمُ أنبئ هؤلاء الملائکة بأسمائهم أسماء الانبياء و الائمة
فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ فعرفوها أخذ عليهم العهد، و الميثاق بالايمان
بهم، و التفضيل لهم. قال الله تعالي عند ذلک در مورد قول خداوند که
"خداوند همه اسما را به آدم تعليم داد" فرمودند: اسماء انبياء خداوند و
اسماء محمد (ص) و علي و فاطمه و حسن و حسين و طيبين از خاندان حسنين را
و اسماء بهترين شيعيان و متکبران دشمنان اهلبيت را. در مورد "سپس آنها
را بر ملائکه عرضه کرد" فرمودند: اشباح محمد و علي و ائمه را بر ملائک
عرضه نمود در حاليکه آن اشباح، انواري در سايه بودند.... سپس خداوند
عزوجل فرمود اي آدم اين ملائک را به اسماء انبياء و ائمه انباء ده. پس
زماني که آدم، ملائک را انباء داد ملائک به ياد آوردند که نسبت به
ايمان آنان و برتر شمردن ايشان عهد و ميثاق گرفته شده اند/
تفسيرامامعسکري(ع) ص216 75 ـ ر ک.56
ـقَالَ
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع . . . إِنَّ الْعَرْشَ خَلَقَهُ اللَّهُ
تَعَالَي مِنْ أَنْوَارٍ أَرْبَعَه . . . همانا خداوند تعالي، عرش را
از انوار چهارگانه خلق فرمود. کافي ج1 ص129 باب العرش و الکرسي/ إرشاد
القلوب ج2 ص308 في فضائله من طريق أهل/ بحارالانوار ج 55 ص 9 باب 4-
العرش و الکرسي 16
3
قال
رسول الله: لما خلق الله آدم و حواء تبخترا في الجنه و قالا: ما خلق
الله خلقا احسن منا. فبينما هما کذلک، اذا هما بصوره جاريه لم ير
الراؤون احسن منها، لها نور شعشعاني يکاد يطفيء الابصار، علي راسها تاج
و في اذنيها قرطان. فقالا يارب ما هذه الجاريه؟ قال صورت فاطمه بنت
محمد سيده ولدک فقال ما هذاالتاج علي راسها؟ قال هذا بعلها علي بين
ابيطالب. قل فما هذان القرطان؟ قال ابناها الحسن و الحسين، وجد ذلک في
غامض علمي قبل ان اخلقک بالفي عام. رسول الله ص فرمودند: زماني که
خداوند آدم و حوا را خلق نمود، در بهشت با بتختر (حرکت مي کردند)
گفتند: خداوند هيچ مخلوقي را بهتر از ما دو نفر خلق نفرموده است. در
همين هنگام بود که ناگهان نگاه آنان به صورتي روشن گشت که بهتر و
نيکوتر از آن نديده بودند. آن صورت را نوري بود که مي درخشيد، چنان
نوري که چشم را خيره و نور چشم ها را مي برد، بر سر او تاجي بود و بر
دو گوش او دو گوشواره. گفتند: پروردگارا! اين بانو کيست؟ فرمود: اين
صورت فاطمه دختر محمد، سيده اي از فرزندان تو است. سپس عرض کرد: اين
تاج بر سر او چيست؟ فرمود: او همسرش علي بن ابي طالب است. عرض کرد: اين
دو گوشواره چيست؟ اين دو پس او است، حسن و حسين. آن در علم پنهان و
دشوار من پوشيده شده، دو هزار سال قبل از اينکه تو را بيافرينم.
4
فَتَلَقّي آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ
التَّوّابُ الرَّحيمُ سپس آدم از پروردگارش کلماتي دريافت داشت؛ (فضايي
از کلمات در اطراف او قرار گرفت و آن کلمات به او القاء شد و با آنها
توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت؛ چرا که خداوند توبهپذير و
مهربان است. 37 بقره
وصلی
الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین